محمد تقي جعفري
178
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
تثبيت شده در اجتماع و بارقههاى مغزى و روانى انسانها ، در توجيه پديدهء خود خواهى نقش اساسى را به عهده مىگيرند . براى كسانى كه آگاهىها و هشياريهائى بوجود آمده و انسانهاى جز خود را براى آنان مطرح نموده و توانستهاند هدفهايى و الا براى زندگى تصور نمايند ، خود خواهى آنان با طى تدريجى مراحل رشد ، مسير مثبت را پيش مىگيرد و طعم حيات كلى انسانها را به آنان مىچشاند و ارزش تكاپو براى هدفهاى والاتر را براى آنان قابل پذيرش ساخته و آنان را براى رسيدن به آن هدفهاى و الا به تكاپو وادار مىكند . اين خود - خواهى مثبت ، خود خواهى معقول نيز ناميده مىشود . اين خود خواهى مثبت مبناى پيشرفت خود را تعهد و احساس مسئوليت در برابر آن تعهد استوار ساخته ، عدالت و آزادى بارور و معرفت مثمر را چه در خود و چه در ديگران ، عناصر اساسى حيات خود تلقى مىكند . در مقابل اين نوع انسانها ، نوعى ديگر را كه متاسفانه اكثريت چشمگير را تشكيل مىدهد ، مىتوان ديد كه خود حيات و همهء استعدادهاى پر تحرك و فعال آن را در راه تورم خود طبيعى استخدام ميكنند . و مىتوان گفت : خود طبيعى اين مردم كه كوششى براى تفسير و توجيه معقول آن ننمودهاند ، دست به كار شده ، خود حيات و استعدادهاى فعال و متنوع آن را در مسير تورم خود طبيعى مستهلك مىسازند . اين خود طبيعى توجيه نشده مبدأ و مسير و مقصدى جز خود محورى نمىشناسد ، اگر ميلياردها برابر جهان هستى تحت سلطهء اقتدار آن قرار بگيرند ، براى افزايش تورم خود همهء آنها را قربانى مىنمايد و نه تنها آهى هم نمىكشد ، بلكه قطعا خود را طلبكارهم ميداند كه چرا مثلا كهكشان هفتاد و سوم ، در حركت مطابق خواستهء او يك دقيقه و پنجاه و نه ثانيه و نيم تاخير روا داشته است او در تأخير كهكشان مزبور در آمدن به پيشگاهش ( به مقدار يك دقيقه و پنجاه و نه ثانيه و نيم ) از اين كه آن كهكشان از حساب بازيگرانهء او سر در نمىآورد ، بسيار خشمگين خواهد بود اين هم يكى از مختصات پديدهء خود خواهى است كه همواره در كمين